تبليغاتX
MOON DANCER

MOON DANCER

اما ملاک های ازدواج.....
واقعا ملاکهای ازدواج برای شما چیا هستند....اصلا تا حالا شده دقیق و جدی بشینید با خودتون راجع به این قضیه حرف بزنید یا فقط یه چیزایی تو ذهنتون هست...؟؟؟
من اینجا ۵ ملاک اساسی رو که در کلاسهای اقای حورایی به عنوان بهترین ملاکها گفته شد براتون میارم...خیلی جای فکر داره...
ملاک های صحیح شناخت و انتخاب همسر مناسب:
۱:عقیده ی صحیح و سالم
یعنی چی ؟یعنی قبول داشته باشه عالم خدایی دارد و ما همه مخلوق خداییم..پیامبرانی داریم قیامتی هست..بهشت و جهنم هست و خدا ناظر کارهای ماست( این باور باید در عملکرد فرد باشد..)
مثلا اگه ازش پرسیدیم نماز می خونی یا نه نگه من قبول دارم ادمای نماز خون تو زندگیشون موفق ترند ولی من اهل نماز نیستم...
شخصی از امام صادق پرسد:دخترم را برای ازدواج به کی بدم..فرمودند به کسی که تقوا داره..اونی که تقوا داره یا دخترتو دوست داره یا دوست نداره..اگه دوسش داشت که دخترتو گرامی می دارد ولی اگه دوستش نداشت لااقل به او ظلم نمیکند...
۲:اخلاق خوب و در راس ان روحیه ی حق پذیر..
یعنی وقتی فهمید یه چیزی درسته بگه می پذیرم ..این درسته ...نه اینکه حق به جانب  باشد..
۳:( که خیلی هم مهمه): هم کفو بودن..
یعنی بهم بخورند..به هم بیان..همتای هم باشن( خوب این یعنی چی ؟)
ایه ی ۱۸۵ سوره ی بقره:خداوند می فرمایند:انان لباسند برای شما و شما لباسی هستید برای انان.
خداوند زن و مرد را به لباس تشبیه می کند..
هم کفو بودن از لحاظ مالی .....حالا چرا تفاوت های مالی زیاد کار رو مشکل میکنه؟
پسره :وضعیت مالی معمولی      دختره:توپ
پسره می خواد سرویس طلا بخره ..بعد از کلی قرض و قوله این سرویسو میخره و میده به دختره...اما...
اما اصلا برای دختره نمود نداره.پدر مادر دختره سرزنشش می کنند اون باید کل خانواده رو متقائد کنه..حالا وارد زندگی مشترک هم بشن همینه..این از صمیم قلب کار میکنه ولی واسه دختره جلوه نداره.محبتاش..کاراش و ....جلوه نداره!!
هم کفو بودن ار لحاظ فرهنگی:ایا ایراد داره دختره روستایی با پسر شهری ازدواج کنه؟
اگر فاصله های عقیدتی زیاد نباشد ..نه..اما اگر عروسی ها متفاوت..عقاید متفاوت..مثلا حتی سفره های مرد و زن جدا باشه ....اما اون یکی نه خیلی راحت هستند...بله اشتباه است..
اگر تفاوت مالی زیاد بود..این ازدواج بی برو برگرد مردود است؟
میگیم بستگی داره..معمولا اینطور است..اما  گاهی اینقدر طرف عقیده ی صحیح و سالم بالایی دارد.اینقدر با تقواست که به این چیز ها اهمیت نمیدهد...فقط زمانی این تفاوت های مالی اهمیت ندارد که معدل فرد از لحاظ عقلی بسیار بالا باشد
 (اگر تفاوت های فرهنگی زیاد باشد بی بروبرگرد چنین ازدواجی مردود است...)
۴:سلامتی نسبی:حدودی از سلامت که به حرکت لطمه نزنه
۵:زیبایی نسبی:ایا عشق برای زندگی مشترک لازم است؟خیر
باید به دلتون بشینه..(این سرمایه ی اولیه هست)
 اما اگر بر دل ننشست بگیم نه...نه باید تعقل کرد( چند جلسه صحبت بیشتر)چون در این صورت می تونه اوضاع تغییر کنه.اما اگر در نهایت به دل ننشست حتی اگر فرد معدلش ۲۰ هم بود باید بگید نه..
 چنین ازدواجی صد در صد غلط هست.
اما یه وقتی عشق هست اما معیارهای قبلی کمرنگ هست...این ازدواج بسیار بسیار غلط هست..تاکید شده..
جای امیدواری نیست..ریسک این ازدواج بسیار بالاست
 ایا تحصیلات لازم است؟خیر..اما درک و شعور بسیار لازم هست..تو زندگی مشترک یه چیز مهمه و اون درک و فهم و شعور که به تحصیلات ربطی ندارد..
درک و فهم و شعور به خانواده ..اصالت خانواده..تربیت خانواده و ....بستگی داره..
(((دانشگاه مطلقا درک و فهم و شعور نمی اورد)))
 اگر در ۳ مورد اول معدل بالایی داشت اما در ۲ مورد اخر کم و کاستی داشت..قابل اغماض اشت..اما اگر در ۳ مورد اول اساسا ایراد داشت دیگر قابل اغماض نیست...
خوب حالا معیار های ازدواج شما چیا هستند؟؟

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت2:25توسط فروه | |

هنگامه ی ازدواج.....
خوب چه وقت می تونیم بگیم یه فرد اماده ی ازدواج است....
فرد برای ازدواج باید به بلوغ رسیده باشد....
۱)بلوغ جسمی                ۲)بلوغ عاطفی              ۳) بلوغ عقلی
۴)بلوغ اجتماعی              ۵)بلوغ اقتصادی...
بلوغ جسمانی :
اتفاقی که با پیدایش تغییرات جنسی به وقوع می پردازد...دخترا در ۱۱ سالگی و پسرا در ۱۳ سالگی( زیاد به توضیح نیازی نداره.....)
بلوغ عاطفی:
وقتی راجع به عواطف صحبت می کنیم .منظور نیروهای روانی است...عاطفه یک نیروی بسیار قوی است...ما باید از لحاظ عاطفی به جایی رسیده باشیم تا بگیم اماده ی ازدواج هستیم..چنین فردی باید:
 الف)از درون کششی نسبت به جنس مخالف احساس کند که همراه با یک نوع لطافت .زیبایی.احساس ارزش .وهمراه با احساس کمال و نوعی شرم باشد...
پس به لحاظ عاطفی کی اماده ی ازدواجیم؟وقتی این کشش درونی ایجاد شده باشد..منتها این کشش یک رنگ و بوی انسانی دارد...کششی که با ارزش گذاری همراه است...فرد احساس میکند به یک تعالی می رسد..اینها عواطف مثبتی است که کشش ایجاد میکند اما...
احساس هایی که به انگیزه ی لذت جویی .خوش گذرانی .شیطنت و حتی دیگر ازاری ...اینها عواطف منفی است....
ب)فرد باید به صورت کنترل پذیر .عواطفشو بروز بده..(باید)
عصبانی بشه ولی عصبانیتشو کنترل کنه..دوست داشته باشه و ابراز کنه..در واقع باید بتونه بین عواطفش تعادل ایجاد کنه....یکی از ملاکهایی که در زندگی باعث شکست میشود ناپایداری هیجانی است..زود عصبانی میشن..زود دلگیر میشن..نوسان خلقی دارن..نوسان عاطفی دارن..این باعث شکست عاطفی می شود..کسانی که نمی تونن عواطف رو مدیریت کنند وابسته میشوند..مثلا وابسته به مادر یا حتی وابسته به مواد ...
خوب برای اینکه بفهمیم فرد به این حد رسیده یا نه باید ببینیم فرد به عزت نفس رسیده ..؟
عزت نفس ارزشی که فردبه عنوان یک انسان  برای خودش قائل است
(عزت نفس بالا به عنوان یک عاطفه ی مثبت برای ازدواج است..)خیلی ها خودشون و ارزش هاشون رو نادیده میگیرن...
بلوغ عقلی:
چند تا ملاک داره:
۱)ایا فرد به حد قابل قبولی به خویشتن داری و خود کنترلی رسیده یا نه ؟به حدی رسیده که بتونه خودش رو کنترل کنه..نه یک اراده ی مطلق...
۲)ایا فرد اینده نگری دارد .یا فقط خیال پردازی نسبت به اینده...باید واسه ایندت یک برنامه داشته باشی..
۳)برای عقل ارزش قائل باشد.(بعضی ها میگن من عاشقم .عقل ندارم..این افراد عقل ضعیفی دارند..)

عقل نگهبان و حافظ عشق است..
از امام علی (ع) پرسیدند :چی شد که به این مقام رسیدی؟فرمودند:من نگهبان دلم بودم..
عقل و عشق مکمل هم هستند..
۴)نصایح  و نظرات دیگران را پذیرا باشد..(حرفهای دیگران را گوش کند...این گوش در نباشه و گوش دیگه دروازه)
۵)خودشو اهل مطالعه و تفکر در مورد مسائل مربوط به خودش بکنه..
بلوغ اجتماعی:
سه مرحله در در تحول ارتباط اجتماعی باید طی بشه و خوب هم طی بشه...
مرحله ی اول:وقتی بچه به دنیا میاد بسیار به مادر وابسته است..بچه با مادر اجین است..تا یک مرحله جزئی از وجود مادر است که بعدا استقلال پیدا میکنه و این مدام ضعیف تر میشود...
این مرحله مرحله ارتباط با خانواده است که محوریتش مادر است...که تقریبا دورش از تولد تا پایان دبستان است..
مرحله ی دوم:دوره ی غلبه بر ارتباط با دوستان ..از سن راهنمایی تا ازدواج(دوره ی نو جوانی)
فرد زمانی تحول اجتماعی رو طی میکند که با دوستان خوب ارتباط بر قرار کند و دوستان صمیمی داشته باشد..این نشان از تحول است...
مرحله ی سوم: از حدود ۲۲ سال به بعد فرد احساس میکند که پایگاه دوستان هم دارد کهنه میشود و نیاز به یک پایگاه دیگه دارد...پایگاه غیر هم جنس و ازدواج..ضرورت یک شکل گیری ارتباط دیگر را در خودش حس میکند...کسانی که نتونند پایگاه قبلیشونو ترک کنند دچار مشکل میشوند...مخصوصا اقایون...
بلوغ اقتصادی:
این مورد رو معمولا در مورد پسرها جستجو میکنند اون هم با داشتن یک مایملک عینی بیرونی ..در صورتی که این اصلا ملاک نیست...داشتن بلوغ اقتصادی صرفا به معنای داشتن پول و در امد نیست....
به این معناست که فرد بدونه و بفهمه که پول ابزاری برای بر طرف کردن نیازهاش نیست فقط وسیله ایست که می تونه راه رو برای بر طرف کردن بعضی از نیازها تسهیل کنه.....
خیلی ها پول زیادی دارند ..ولی به بلوغ اقتصادی نرسیدند... بلد نیستند از پولشون درست استفاده کنند...هیچ برنامه ای واسش ندارند..دخل و خرجشون با هم نمی خونه...این افراد به بلوغ اقتصادی نرسیدندکسانی هستند که دردرون به تلخی زندگی می کنند..پول دارند ولی بازم مشکل دارن
برای رسیدن به بلوغ اقتصادی چند تا ملاک لازم است:
ملاک اول:
امادگی کار داشته باشد..جربزه ی کار داشته باشد..
ملاک دوم:توکل به خداوند و نداشتن چشم داشت به مال دیگری
ملاک سوم:رعایت قوانین شرعی در مورد در امد.(مالشون مال حلال باشه )حتی بی دین ها هم به این افتخار میکنند..
ملاک چهارم:داشتن نظام متعادل از هزینه کردن..نه ریخت و پاش کردن و نه خساست= داشتن یک نظام متعادل برای چرخاندن زندگی
ملاک پنجم:امادگی برای ایفای نقش اقتصادی با توجه به جنسیت:مرد حتی اگر زنش ثروت مند هم باشد .باید بدونه که او وظیفه ی تامین نیازهای مالی خانواده را دارد...

(گزیده ای از صحبت های دکتر احمدی)  
در پایان به خاطر نظرهای خوب و ارزشمندتون تشکر میکنم     

+نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت1:25توسط فروه | |