تبليغاتX
MOON DANCER

MOON DANCER


بعد از ان دیوانگی ها ای دریغ
باورم ناید که عاقل گشته ام
گویا او مرده در من کاینچنین
خسته و خاموش و باطل گشته ام

هر دم از اینه میپرسم ملول
چیستم دیگر .به چشمت چیستم؟
لیک در اینه میبینم که.وای
سایه ای هم زانچه بودم نیستم

همچو ان رقاصه ی هندو به ناز
پای میکوبم ولی بر گور خویش
وه که با صد حسرت این ویرانه را
روشنی بخشیده ام از نور خویش

ره نمی جویم به سوی شهر روز
بیگمان در قعر گوری خفته ام
گوهری دارم ولی ان را زبیم
در دل مردابها بنهفته ام

میروم..اما نمی پرسم ز خویش
ره کجا..؟منزل کجا...؟مقصود چیست؟
بوسه می بخشم ولی خود غافلم
کاین دل دیوانه را معبود کیست

او چو در من مرد..ناگه هر چه بود
در نگاهم حالتی دیگر گرفت
گوئیا شب با دو دست سرد خویش
روح بیتاب مرا در بر گرفت

    

اه..اری..این منم ...اما چه سود
او که در من بود..دیگر نیست.نیست
میخروشم زیر لب دیوانه وار..
او که در من بود..اخر کیست.کیست؟
         
                       (فروغ فرخزاد)

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت12:59توسط فروه | |

تا حالا به این فکر کردید که زندگی چیست؟چه تعریفی تو ذهنتون واسه زندگی دارید؟
ایا فقط زنده ایم یا زندگی میکنیم...؟
تا حالا به این فکر کردید که شما در جریان زندگی قرار گرفتید یا زندگی در شما جریان دارد؟
زندگی یعنی حل مسئله.....
هر کس که مسائل بزرگتری دارد بهتر زندگی میکند....
هلن کلر میگوید:مسائل زیاد هستند ولی راه حل ها بیشتر هستند....
فروید معتقد است:
زندگی کار است و عشق....
البته منظور از عشق..اون عشقی نیست که ما معنیش میکنیم...عشق به داشتنی هاست...
کینزبرگ میگوید :زندگی کار است و عشق است و تفریح...
استاد مطهری میفرمایند:
زندگی یعنی دانایی .بینایی و توانایی....
هر کی که احساس توانایی کند به واقع زنده است....
هدف زندگی چیست؟...شدن و ساختن..
با دانایی و توانایی به شدن میرسیم و بعد میسازیم..
هدف زندگی :تغییر دائمی و مثبت است در هر لحظه....
کسی که زندگی میکند در لحظه استووکسی که عاشق است در لحظه است...
کسی که در گذشته و اینده زندگی میکند..فقط زنده است..اما زندگی نمیکند...

باید در لحظه بود...
هر گاه احساس کردی استرس داری ..ناتوان شدی..در این صورت محکم به خودت بگو:تو هنوز مفهوم زندگی رو نفهمیدی..............
(وقتی در زندگی به داشته هایمان فکر میکنیم..خود را خوشبخت می دانیم..و زمانی که به نداشته هایمان می اندیشیم خود را بدبخت احساس میکنیم..پس باید قبول کنیمخوشبختی ما در تصوراتمان نهفته است..)

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت12:1توسط فروه | |

 

سلام..
خدایا دارم بهت سلام می کنم...میشنوی؟
خدایا ....
یادته اومدم پیشت..دور خومت چرخیدم...به پارچه ی روی خونت دست کشیدم...حلقه ی در خونتو گرفتم..قطره قطره اشک ریختم..توبه کردم...ساعتها به خونت نگاه کردم.....
خدایا...
یادته شب لیله الرغائب..اون نماز جلوی رکن یمانی....
خدایا...
یادته تو هر دور طوافم بین رکن حجرالاسود و مقام ابراهیم چی ازت خواستم.......!!؟؟
خدایا...
یادت میاد وقتی واسه اولین بار چشم افتاد به خونت چهار ستون بدنم لرزید..نا خوداگاه به سجده افتادم..گریه کردم..زبونم بند اومده بود...
خدایا دلم برات تنگ شده..چرا من اینقدر خود خواه و بد شدم...خدایا این اتیش چیه به جونم....

خدایا یادته تو مسجد شجره..بلند بلند گریه می کردم و می گفتم ..لبیک..اللهم لبیک.......
یادته تو هر دور طوافم چی می گفتم:
...(ربنا اتنا فی الدنیا الحسنه و فی الاخره الحسنه و قنا عذاب النار).....
خدایا....
خدایا یادت هست..چرا احساس می کنم ترکم کردی...
می دونم یادت هست ..کمکم کن من فراموش نکنم...
می دونم خیلی گناهکارم....
خدایا...
دلم گرفته...از دست خودم و کارای خودم خستم...این عذاب وجدان از چیه؟این اطمینان از چیه؟؟
  
خدایا...
دستمو بگیر...و کمکم کن....
به من از نور ایمانت بده و عطای فرمانت.....
خدایا تنهام نذار.....دوران سختیه.....
(
خدایا...راهی نمی بینم..اینده پنهان است..اما مهم نیست..همین کافی است ..که تو همه چیز را میبینی و من تورا..)

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت15:49توسط فروه | |

نقطه ی عطف....                  
تا حالا به این نقطه رسیدید؟لحطه ای که احساس می کنید وضعیت موجود اصلا قابل تحمل نیست.پس راهی برای تغییر ان میابید...از شرایط فعلی خسته شدی و دوست داری تجربه ای جدید بدست بیاری..
پس..
تغییر کن و تغییر بده انچه را که تو را عذاب می دهد..   
کلید تغییر یافتن معکوس کردن چکونگی شکل گیری احساس رنج و خوشی است....
حرکت کنید   .از نظر من کسی که در حال حرکته حتی اگه راه رو اشتباه بره بهتر از کسیه که ساکنه...
مهمترین دلیل برای شروع کار یا کنار گذاشتن هر کار جلوگیری از ناراحتی است..(این رمز موفقیت است)
چرا به سختی های راه نگاه می کنی؟باید گام به گام رفت جلو....

هر کار دو چهره دارد:
۱:اگر به سختی های راه نگاه کنی ....انجام ان غیر ممکن و یا سخت می شود 
۲:اگر به نتیجه ی موفقیت امیز  و احساس خوب بعد از بدست اوردن ان فکر کنی...انجام ان بسیار لذت بخش میشود        

چرا ما عادت داریم کاری رو که می خوایم شروع کنیم .تک تک مراحلش رو با مشکلاتی که سر راهمون است بررسی می کنیم...چرا نصفه ی خالیه لیوان؟؟؟       

مثبت فکر کن...بزرگترین مشکل ما تو مثبت اندیشی اینه که در اکثر مواقع خودمون رو مجبور می کنیم که مثبت فکر کنیم!!!

 شروع کن...
هر کاری رو که دوست داری و بهش اعتقاد داری..           
فرصت ها رو غنیمت بشمر که بسیار اندک اند..حتی واسه خودت فرصت هم ایجاد کن
البته مراقب باش کاری که می کنی خدا پسندانه هم باشد....
شکسپیر جمله ی قشنگی گفته:              

(بدست بیار انچه را که نمی تونی فراموش کنی و فراموش کن انچه را که نمی تونی بدست بیاری)

+نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت9:58توسط فروه | |