|
coming to gether is a bigining .keeping together is progress.working together is success
|

هیچ چیز در این دنیا ارزش ناراحت شدن ندارد....
چرا ناراحتی.؟؟
ممکن است هر روز فقط با دو حالت روبرو شوی .وقتی که حالت خوب است یا وقتی که مریض هستی...
اگر حالت خوب باشد که موردی برای ناراحتی وجود ندارد..اما وقتی مریض هستی باز هم با دو حالت روبرو میشوی..
حالت اول وقتی است که در حال خوب شدن هستی و حالت دوم وقتی است که داری از دنیا میروی!
اگر حالت رو به بهبودی است که موردی برای ناراحتی وجود ندارد.اما اگر در حالت مردن هستی باز هم با دو حالت روبرو میشوی ...

یا به بهشت میروی یا به جهنم..
اگر به بهشت بروی که موردی برای ناراحتی وجود ندارد.....
اما اگر به جهنم بروی انجا دوستان زیادی در انتظارت هستند که حتی وقت نمیکنی برای انها دست تکان بدهی!
بنابراین اصلا وقت زیادی نخواهی داشت که بخواهی ناراحت باشی....

پس همیشه شاد باش و لبخند بزن....
هرگز برای غروب کردن خورشید گریه نکن زیرا ان وقت اشک هایت به تو مجال نمی دهند تا زیبایی ستاره ها را ببینی!
ضمن عرض سلام و خسته نباشید اینبار میخوایم راجع به سن ازدواج و فاصله ی سنی مناسب بین همسران و مضرات ازدواج دیر هنگام صحبت کنیم...
خوب ما سه نوع ازدواج داریم:
ازدواج زود هنگام(غ)
ازدواج بهنگام(ص)
ازدواج دیر هنگام(غ)
مضرات ازدواج دیر هنگام:(یعنی زمانی که فرد به بلوغ رسیده و مانعی هم برای ازدواج نداره)
۱)شور و شوق زندگی کم میشود(لذت ها کم میشود)
۲)افتادن در دام گناه
۳)موقعیت ها از دست میرن
۴)نداشتن حوصله برای تربیت فرزند...(مهمترین امر در تربیت =صبر و حوصله)
۵)فاصله ی سنی بین والدین و بچه ها زیاد میشه....درک متقابل کم میشه...صمیمیت کم میشه..
۶)احتمکال بچه دارشدن کم میشه...(هرچه مادر جوون تر .بهره ی هوشی فرزند بیشتر..
۷)محروم شدن از برکات ازدواج(دیرتر رضایت خدا رو فراهم کرده)
۸)وسواس(سخت گیر میشن)
۹)بالارفتن توقعات و انتظارات(هم از خود و هم از دیگران)
۱۰)از بین رفتن جوانی و زیبایی(شادابی کمتر میشه)
۱۱)کنترل عواطف و هیجانات سخت تر میشه..(پرخاشگری و تند خویی میاره)
۱۲)احتمال فوت یکی از والدین
۱۳)انتخاب ها محدود میشه..
۱۴)عمر زندگی مشترک کوتاهتره..
۱۵)با حرف مردم تحت فشار قرار میگیره
۱۶)دیرتر سروسامان پیدا کردن
۱۷)از دست رفتن سرمایه های معنوی(به گناه میوفته..رفیق بازی زیاد)
۱۸)رنجش والدینو به دنبال داره(اونایی که خانواده اصرار به ازدواج دارند ولی دختر یا پسر بی دلیل میگن نه)
۱۹)تخریب روحیه
۲۰)مانع ازدواج بعدی ها میشه
۲۱)انعطاف پذیری و نصیحت پذیری و روحیه ی مشورت کم میشه...
۲۲)حضور دختر ها و پسرها در خونه بیشتر میشه(که این خطر داره)
۲۳)و امنیت دیرتر رخ میده
اما راجع به سن ازدواج....
بعضی ها میگن...هر چی سنش بیشتر میشه عاقل تر میشه--------این غلطه..
چرا؟چون این ته نداره..
فاصله ی سنی بین دختر و پسر لازم است یا نه ؟بله لازم است و اقا باید از خانم بزرگتر باشه..
دلیل؟؟؟تفاوت بلوغ عقلی...
فاصله ی سنی ایده ال=فاصله ی بلوغ این دو نفر
ایده ال فاصله ی سنی ۵ تا ۷ سال است...وقتی سن دختر و پسر زیاد میشه حالاست که این تفاوت دیده میشه..شکایت خانمها:شوهر من خیلی بچه است(نه..این مقتضای سنشه)
فاصله ی سنی خیلی خوبه ولی نباید اونو قانونش کنیم زمانی که معدل معیارها بالا بود)
نظر شما چیه؟؟؟ ![]()
اما ملاک های ازدواج.....
واقعا ملاکهای ازدواج برای شما چیا هستند....اصلا تا حالا شده دقیق و جدی بشینید با خودتون راجع به این قضیه حرف بزنید یا فقط یه چیزایی تو ذهنتون هست...؟؟؟
من اینجا ۵ ملاک اساسی رو که در کلاسهای اقای حورایی به عنوان بهترین ملاکها گفته شد براتون میارم...خیلی جای فکر داره...
ملاک های صحیح شناخت و انتخاب همسر مناسب:
۱:عقیده ی صحیح و سالم
یعنی چی ؟یعنی قبول داشته باشه عالم خدایی دارد و ما همه مخلوق خداییم..پیامبرانی داریم قیامتی هست..بهشت و جهنم هست و خدا ناظر کارهای ماست( این باور باید در عملکرد فرد باشد..)
مثلا اگه ازش پرسیدیم نماز می خونی یا نه نگه من قبول دارم ادمای نماز خون تو زندگیشون موفق ترند ولی من اهل نماز نیستم...
شخصی از امام صادق پرسد:دخترم را برای ازدواج به کی بدم..فرمودند به کسی که تقوا داره..اونی که تقوا داره یا دخترتو دوست داره یا دوست نداره..اگه دوسش داشت که دخترتو گرامی می دارد ولی اگه دوستش نداشت لااقل به او ظلم نمیکند...
۲:اخلاق خوب و در راس ان روحیه ی حق پذیر..
یعنی وقتی فهمید یه چیزی درسته بگه می پذیرم ..این درسته ...نه اینکه حق به جانب باشد..
۳:( که خیلی هم مهمه): هم کفو بودن..
یعنی بهم بخورند..به هم بیان..همتای هم باشن( خوب این یعنی چی ؟)
ایه ی ۱۸۵ سوره ی بقره:خداوند می فرمایند:انان لباسند برای شما و شما لباسی هستید برای انان.
خداوند زن و مرد را به لباس تشبیه می کند..
هم کفو بودن از لحاظ مالی .....حالا چرا تفاوت های مالی زیاد کار رو مشکل میکنه؟
پسره :وضعیت مالی معمولی دختره:توپ
پسره می خواد سرویس طلا بخره ..بعد از کلی قرض و قوله این سرویسو میخره و میده به دختره...اما...
اما اصلا برای دختره نمود نداره.پدر مادر دختره سرزنشش می کنند اون باید کل خانواده رو متقائد کنه..حالا وارد زندگی مشترک هم بشن همینه..این از صمیم قلب کار میکنه ولی واسه دختره جلوه نداره.محبتاش..کاراش و ....جلوه نداره!!
هم کفو بودن ار لحاظ فرهنگی:ایا ایراد داره دختره روستایی با پسر شهری ازدواج کنه؟
اگر فاصله های عقیدتی زیاد نباشد ..نه..اما اگر عروسی ها متفاوت..عقاید متفاوت..مثلا حتی سفره های مرد و زن جدا باشه ....اما اون یکی نه خیلی راحت هستند...بله اشتباه است..
اگر تفاوت مالی زیاد بود..این ازدواج بی برو برگرد مردود است؟
میگیم بستگی داره..معمولا اینطور است..اما گاهی اینقدر طرف عقیده ی صحیح و سالم بالایی دارد.اینقدر با تقواست که به این چیز ها اهمیت نمیدهد...فقط زمانی این تفاوت های مالی اهمیت ندارد که معدل فرد از لحاظ عقلی بسیار بالا باشد
(اگر تفاوت های فرهنگی زیاد باشد بی بروبرگرد چنین ازدواجی مردود است...)
۴:سلامتی نسبی:حدودی از سلامت که به حرکت لطمه نزنه
۵:زیبایی نسبی:ایا عشق برای زندگی مشترک لازم است؟خیر
باید به دلتون بشینه..(این سرمایه ی اولیه هست)
اما اگر بر دل ننشست بگیم نه...نه باید تعقل کرد( چند جلسه صحبت بیشتر)چون در این صورت می تونه اوضاع تغییر کنه.اما اگر در نهایت به دل ننشست حتی اگر فرد معدلش ۲۰ هم بود باید بگید نه..
چنین ازدواجی صد در صد غلط هست.
اما یه وقتی عشق هست اما معیارهای قبلی کمرنگ هست...این ازدواج بسیار بسیار غلط هست..تاکید شده..
جای امیدواری نیست..ریسک این ازدواج بسیار بالاست
ایا تحصیلات لازم است؟خیر..اما درک و شعور بسیار لازم هست..تو زندگی مشترک یه چیز مهمه و اون درک و فهم و شعور که به تحصیلات ربطی ندارد..
درک و فهم و شعور به خانواده ..اصالت خانواده..تربیت خانواده و ....بستگی داره..
(((دانشگاه مطلقا درک و فهم و شعور نمی اورد)))
اگر در ۳ مورد اول معدل بالایی داشت اما در ۲ مورد اخر کم و کاستی داشت..قابل اغماض اشت..اما اگر در ۳ مورد اول اساسا ایراد داشت دیگر قابل اغماض نیست...
خوب حالا معیار های ازدواج شما چیا هستند؟؟![]()
هنگامه ی ازدواج.....![]()
خوب چه وقت می تونیم بگیم یه فرد اماده ی ازدواج است....
فرد برای ازدواج باید به بلوغ رسیده باشد....
۱)بلوغ جسمی ۲)بلوغ عاطفی ۳) بلوغ عقلی
۴)بلوغ اجتماعی ۵)بلوغ اقتصادی...
بلوغ جسمانی :
اتفاقی که با پیدایش تغییرات جنسی به وقوع می پردازد...دخترا در ۱۱ سالگی و پسرا در ۱۳ سالگی( زیاد به توضیح نیازی نداره.....)
بلوغ عاطفی:
وقتی راجع به عواطف صحبت می کنیم .منظور نیروهای روانی است...عاطفه یک نیروی بسیار قوی است...ما باید از لحاظ عاطفی به جایی رسیده باشیم تا بگیم اماده ی ازدواج هستیم..چنین فردی باید:
الف)از درون کششی نسبت به جنس مخالف احساس کند که همراه با یک نوع لطافت .زیبایی.احساس ارزش .وهمراه با احساس کمال و نوعی شرم باشد...
پس به لحاظ عاطفی کی اماده ی ازدواجیم؟وقتی این کشش درونی ایجاد شده باشد..منتها این کشش یک رنگ و بوی انسانی دارد...کششی که با ارزش گذاری همراه است...فرد احساس میکند به یک تعالی می رسد..اینها عواطف مثبتی است که کشش ایجاد میکند اما...
احساس هایی که به انگیزه ی لذت جویی .خوش گذرانی .شیطنت و حتی دیگر ازاری ...اینها عواطف منفی است....
ب)فرد باید به صورت کنترل پذیر .عواطفشو بروز بده..(باید)
عصبانی بشه ولی عصبانیتشو کنترل کنه..دوست داشته باشه و ابراز کنه..در واقع باید بتونه بین عواطفش تعادل ایجاد کنه....یکی از ملاکهایی که در زندگی باعث شکست میشود ناپایداری هیجانی است..زود عصبانی میشن..زود دلگیر میشن..نوسان خلقی دارن..نوسان عاطفی دارن..این باعث شکست عاطفی می شود..کسانی که نمی تونن عواطف رو مدیریت کنند وابسته میشوند..مثلا وابسته به مادر یا حتی وابسته به مواد ...
خوب برای اینکه بفهمیم فرد به این حد رسیده یا نه باید ببینیم فرد به عزت نفس رسیده ..؟
عزت نفس ارزشی که فردبه عنوان یک انسان برای خودش قائل است
(عزت نفس بالا به عنوان یک عاطفه ی مثبت برای ازدواج است..)خیلی ها خودشون و ارزش هاشون رو نادیده میگیرن...
بلوغ عقلی:
چند تا ملاک داره:
۱)ایا فرد به حد قابل قبولی به خویشتن داری و خود کنترلی رسیده یا نه ؟به حدی رسیده که بتونه خودش رو کنترل کنه..نه یک اراده ی مطلق...
۲)ایا فرد اینده نگری دارد .یا فقط خیال پردازی نسبت به اینده...باید واسه ایندت یک برنامه داشته باشی..
۳)برای عقل ارزش قائل باشد.(بعضی ها میگن من عاشقم .عقل ندارم..این افراد عقل ضعیفی دارند..)
عقل نگهبان و حافظ عشق است..
از امام علی (ع) پرسیدند :چی شد که به این مقام رسیدی؟فرمودند:من نگهبان دلم بودم..
عقل و عشق مکمل هم هستند..
۴)نصایح و نظرات دیگران را پذیرا باشد..(حرفهای دیگران را گوش کند...این گوش در نباشه و گوش دیگه دروازه)
۵)خودشو اهل مطالعه و تفکر در مورد مسائل مربوط به خودش بکنه..
بلوغ اجتماعی:
سه مرحله در در تحول ارتباط اجتماعی باید طی بشه و خوب هم طی بشه...
مرحله ی اول:وقتی بچه به دنیا میاد بسیار به مادر وابسته است..بچه با مادر اجین است..تا یک مرحله جزئی از وجود مادر است که بعدا استقلال پیدا میکنه و این مدام ضعیف تر میشود...
این مرحله مرحله ارتباط با خانواده است که محوریتش مادر است...که تقریبا دورش از تولد تا پایان دبستان است..
مرحله ی دوم:دوره ی غلبه بر ارتباط با دوستان ..از سن راهنمایی تا ازدواج(دوره ی نو جوانی)
فرد زمانی تحول اجتماعی رو طی میکند که با دوستان خوب ارتباط بر قرار کند و دوستان صمیمی داشته باشد..این نشان از تحول است...
مرحله ی سوم: از حدود ۲۲ سال به بعد فرد احساس میکند که پایگاه دوستان هم دارد کهنه میشود و نیاز به یک پایگاه دیگه دارد...پایگاه غیر هم جنس و ازدواج..ضرورت یک شکل گیری ارتباط دیگر را در خودش حس میکند...کسانی که نتونند پایگاه قبلیشونو ترک کنند دچار مشکل میشوند...مخصوصا اقایون...
بلوغ اقتصادی:
این مورد رو معمولا در مورد پسرها جستجو میکنند اون هم با داشتن یک مایملک عینی بیرونی ..در صورتی که این اصلا ملاک نیست...داشتن بلوغ اقتصادی صرفا به معنای داشتن پول و در امد نیست....
به این معناست که فرد بدونه و بفهمه که پول ابزاری برای بر طرف کردن نیازهاش نیست فقط وسیله ایست که می تونه راه رو برای بر طرف کردن بعضی از نیازها تسهیل کنه.....
خیلی ها پول زیادی دارند ..ولی به بلوغ اقتصادی نرسیدند... بلد نیستند از پولشون درست استفاده کنند...هیچ برنامه ای واسش ندارند..دخل و خرجشون با هم نمی خونه...این افراد به بلوغ اقتصادی نرسیدندکسانی هستند که دردرون به تلخی زندگی می کنند..پول دارند ولی بازم مشکل دارن
برای رسیدن به بلوغ اقتصادی چند تا ملاک لازم است:
ملاک اول:امادگی کار داشته باشد..جربزه ی کار داشته باشد..
ملاک دوم:توکل به خداوند و نداشتن چشم داشت به مال دیگری
ملاک سوم:رعایت قوانین شرعی در مورد در امد.(مالشون مال حلال باشه )حتی بی دین ها هم به این افتخار میکنند..
ملاک چهارم:داشتن نظام متعادل از هزینه کردن..نه ریخت و پاش کردن و نه خساست= داشتن یک نظام متعادل برای چرخاندن زندگی
ملاک پنجم:امادگی برای ایفای نقش اقتصادی با توجه به جنسیت:مرد حتی اگر زنش ثروت مند هم باشد .باید بدونه که او وظیفه ی تامین نیازهای مالی خانواده را دارد...
(گزیده ای از صحبت های دکتر احمدی)
در پایان به خاطر نظرهای خوب و ارزشمندتون تشکر میکنم
حالا که معلوم شد انگیزه های ما از ازدواج چیه و
چرا می خوایم ازدواج کنیم .این سوال مطرح میشه
که اصلا چه موقع .موقع ازدواج است و فرد امادگی
ازدواج را دارد.......؟؟؟؟؟یا چه زمانی زمان ازدواج است؟؟
و اما انگیزه های منفی....
به نظر شما انگیزه های منفی برای ازدواج چیست؟
۱)پول:فرد نگاه مادی داره...تو خونه ی پدرش پول نداشته...
۲)زیبایی:مثلا پسره خوشتیپه یا دختره خوشگله...
۳)فرار:در خانواده هایی که تنش زیاده
۴)مقام:طرف مقام اجتماعی بالایی دارد(شهرت)
۵)ترحم:دلسوزی برای کسی...(طرف زیاد خواستگار نداره)...یا طرف نقص عضو داره..
۶)استفاده کردن از مزایای ازداج:گاهی شغل..گاهی تخفیف در سربازی..
۷)مهاجرت:(که خیلی مهمه)مثلا دختره تو روستاست.یه خاستگار از شهر واسش میاد..قصد ازدواج نداشت چون طرف شهری بود قبوژل کرد..یا خیلی به قصد رفتن به خارج ازدواج میکنند...از این موارد کم نداشتیم..
۸)خود نمایی یا فخر فروشی:با همون ادمایی که مقام بالا دارند
۹)ترس از تنهایی:وقتی سن ازدواج بالا میاد یا یکی از والدین فوت میکنه و ......
۱۰)رسیدن به ازادی های کاذب:مثلا دختره دوست داره ارایش کنه .باباش میگه هر وقت رفتی خونه ی شوهرت هر کار دوست داری بکن...
۱۱)غرایز جنسی
۱۲)حس استقلال:به صورت انگیزه ی منفی هم مطرحه..مثلا پسره دوست نداره از باباش پول بگیره..غرور بیجا...حتی گاهی دوست داره فرار کنه از خانواده ..
۱۳)اصرار اطرافیان:ترس از حرف مردم ..سرزنش مردم(بیشتر در مورد دخترها)
۱۴)کمبود محبت
۱۵)چشم و هم چشمی:اون با کی ازدواج کرد .من می خوام با یکی بهتر از اون ازدواج کنم.
۱۶)بهتر شدن روحیه یا سلامت جسمی:مثلا پسره فوق العاده رفیق بازه یا دختره افسرده است ...پدر و مادرش فکر میکنن اگر ازدواج کنه خوب میشه...
این غلط رفتاری پدر و مادرهاست....
۱۷)بقای نسل
۱۸:رسیدن به عشق های کاذب:طرف با کسی دوسته..از اصل ازدواج دوره ولی نمی دونه این وابستگی عاطفی رو چیکار کنه..می خواد رابطه رو ادامه بده...
۱۹)فراموشی:فراموش کردن شخص
۲۰)انتقام
۲۱)تکلیفی که از جانب خانواده و محیط احساس میکنه
حالا چرا اینها غلط هستند؟
چون عمده ی اینها دوام ندارند..مثلا کسی که به خاطر ثروت ازدواج کنه (دختره معمولی ولی پسره پول دار..) اینا اصلا قصد ازدواج نداشتند...وقتی طرف برشکست شد و نیاز رفع شد...حالا میمونه اخلاق و زندگی با اون..چقدر دوام داره؟؟
یا زیبایی:این زیبایی ها عادی میشه..و جلوه ی اولیه رو نداره..این چهره پیر میشه..یا اتفاقی باری این چهره میوفته..اگر به خاطر زیبایی بوده باشه..بعد از این اتفاق انگیزش کم میشه..اینا همه زود گذر است..
پیامبر میفرمایند:به خاطر مال و ثروت ازدواج نکنید چه بسا همین ثروت موجب سرکشی و طغیان میشود..
حضرت در مورد زیبایی فرمودند:به خاطر زیبایی ازدواج نکنید چه بسا همین زیبایی موجب هلاکت میشود(هلاکت سرمایه های زندگیش)
پیامبر:هر کس به خاطر زیبایی ازدواج کند دلخواه خود را نیابد....
؟؟؟؟
سلام به دوستان گلم![]()
اول از همه تشکر میکنم به خاطر نظرهای خوب شما...
یه نکته ی جالب که برام پیش اومد این بود که هنوز خیلی ها راجع به مهمترین مسئله ی زندگیشون فکر نکرده بودند و میگفتند بزار فکر کنیم بعد میایم نظر میدیم؟؟!!!!
فکر کنم بهتر بود اول میپرسیدم ازدواج چیست؟
خوب ازدواج یک برخورد بین فرهنگ و طبیعت با قواعد و قوانین اجتماعی و جنسی است...
ازدواج یک رابطه ی استثنایی و رویایی است ........... بعد از تولد و مرگ بزرگترین حادثه زندگی هر فردی ازدواج هست که بر اثر انتخاب درست یا غلط میتونه اونو به عرش یا فرش ببره......
ازدواج یعنی بین شما رابطه زوجیت ایجاد شده است و رابطه زوجیت یعنی به هم محبت کنید مهر بورزید به هم مدد برسونید که به کمال و پیشرفت برسید ....... سعی کنید یکی بشید ...........
رابطه زوجیت از مقدس ترین رابطه هاست.......ازدواج شروع یک زندگی جدید و رویایی است..............
خوب در مورد اینکه چرا ما ازدواج میکنیم به نظر من میتونه بحث انگیزه ایجاد بشه.....کماینکه ما کارایی رو انجام میدیم که نسبت به اونها انگیزه داریم...که میتونه به صورت مثبت و یا منفی باشه...
حالا انگیزه های مثبت برای ازدواج چیست؟
۱)یار و یاور موافق و مناسب برای رشد:ازدواج رو میشه به یک کوهپیمایی دو نفره تشبیه کرد...به نظر شمااین کوهپیمایی دو نفره چه مزایایی داره؟؟
الف)خستگی راه کمتره..در واقع رنج راه قابل تحمل تره
ب)مشوق یکدیگرند..(برای هم امید دهنده هستند با حرکت یا بیان)
پ)کمک و یاری(معمولا کوهنوردها یه کوله پشتی دارند..ایا لازمه هر دو در باز کن ببرن)
ت)خطرات کمتر (دو نفر هم عقیده دارن با هم راه میرن..به هم تذکر میدن..گاهی سنگی داره میوفته میگی مراقب باش..)
ث)اگه راه رو گم کنه اون یکی کمکش میکنه..به شرطی که یار موافق باشه..
ج)کمک در حوادث..وقتی تنهاست میخوره زمین پاش خون میاد..ولی اگه تنها نباشه..اولین شخص .یار موافقه که پاشو میبنده.
چ)مشورت میکنند
خ)یکدیگرو تائید میکنند
د)یاداوری خاطرات
۲)برای رضایت و خوشنودی خداوند..
۳)محبوبیت در پیشگاه خداوند....پیامبر:در اسلام هیچ بنایی عظیم تر .ارجمندتر.و محبوبتر از ازدواج نیست...
۴)مصونیت از گناه:ازدواج امکانی است برای گناه نکردن..
۵)کامل شدن دین:پیامبر فرمودند:هر کسی می خواهد دینش کامل شود ازدواج کند
۶)ارامش:وعده ی حقیقی خداوند است ...همون طور که خداوند ویتامین ث رو توپرتقال قرار داده...همون خدا ارامش را در ازدواج قرار داده..
(از جنس خود همسری یابید برای ازدواج که مایه ی ارامش شماست)
۷)رضایت والدین:معمولا پدر مادر ها از ازدواج بچه هاشون خوشحال میشن..
اولین چیزی که خدا افرید لوح و قلم بود و اولین فرمانی که به قلم داد:رضایت من در رضایت والدین است
۸)فرزند صالح(بقای نسل)
۹)تشکیل خانواده ی مستقل
۱۰)افزایش روزی: این هم وعده ی خداست..امام صادق:هر کس به خاطر ترس از فقر ازدواج نکند به خدا سوءظن برده است
خداوند:هر کسی ازدواج کند من از فضل خودم او را غنی میکنم..
۱۱)تلاش و حرکت بیشتر(مسئولیت پذیری بیشتر)
۱۲)ارزشمند تر شدن عبادات..پیامبر:دو رکعت نماز فرد متاهل بهتر است از هفتاد رکعت نماز فرد مجرد
امام صادق:دو رکعت نماز فرد متاهل بالاتر است از عبادت فرد مجردی که تمام شب را عبادت و تمام روز را روزه میگیرد
۱۳)تقویت صفات ارزشمند:(خدمت به دیگران)..ایثار و از خودگذشتگی در زندگی بیشتر میشه..اینقدر که در ارتباط زن و شوهر ها زمینه ی ایثار و از خودگذشتگی وجود داره در زمینه های دیگر نیست...
۱۴)احترام بیشتر در جامعه
۱۵)احساس امنیت
۱۶)ناامید کردن شیطان
۱۷)بر اورده شدن نیازها(اعم از نیازهای عاطفی و طبیعی)
۱۸)رسیدن به استقلال
۱۹)پر کردن خلا درونی و یا به عبارتی فرار از تنهایی : که البته بیشتر به صورت انگیزه های منفی مطرح است..
۲۰)رهایی از وابستگی به خانواده
۲۱)جلوگیری از تکرار و دچار روزمرگی شدن
۲۲)حس ناب دوست داشتن و دوست داشته شدن
۲۳)نردبان ترقی برای پیشرفت
خوب انیزه های منفی هم وجود داره که تو پست بعدیم راجع بهش مینویسم...راستی به نظر شما چه انگیزه های منفی ای میتونه وجود داشته باشه...(اکثر شما دوستان به انگیزه های مثبت اشاره کردید)
در پایان از دوستان خوبم نازنین سراجی و مرسده حدادی و مرد بارانی و اقای محمود اکبری و دیگردوستان به خاطر نظر های ارزشمندشون تشکر میکنم...